خرید بک لینک

درباره سایت

موش وگربه

امکانات وب

فردی به دکتر مراجعه کرده بود، در حین معاینه، یک نفر بازرس از راه میرسه و از دکتر میخواهد که مدارک نظام پزشکی اش را ارائه دهد.
دکتر بازرس را به کناری میکشد و پولی دست بازرس میذاره و میگه: من دکتر واقعی نیستم !
شما این پول رو بگیر بی خیال شو!
بازرس که پولو میگیره از در خارج میشه؟!
مریض یقه ی بازرس رو میگیره و اعتراض میکنه
بازرس میگه منم بازرس واقعی نیستم و فقط برای اخاذی اومده بودم ولی توی مریض میتونی از دکتر قلابی شکایت کنی!!
مریض لبخند تلخی میزنه و میگه: اتفاقأ من هم مريض نيستم اومدم كه چند روز استراحت استعلاجی بگيرم برای مرخصی محل كارم!

و این است حکایت ما در جامعه ؟‼️

قصه ها
برای "بیدار کردن" ما
نوشته شدند ؛
اما تمام عمر
ما برای "خوابیدن"
از آن ها استفاده کردیم ...!

i6Nm#

برچسب: نویسنده: سام صالح‌پور تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 6:42

صفحه بندی